نوروز 1393 ، زیباترین نوروز زندگیمان
عزیزکم:
امسال بهار و لحظه سال تحویل برای من و بابا رنگ و بویی دیگر داشت...
من امسال با هیجان تر از سالهای گذشته در فکر تدارکات عید نوروز و سفره هفت
سین بودم آخه امسال گل زیبایی چون تو رو در کنارمون داشتیم.
لحظه سال تحویل من و تو بابا کنار سفره هفت سین نشستیم و من خدایم را بخاطر
وجود تو سپاس گفتم.
چه زیبا بود لحظه ی سال تحویل که اشک در چشمان من و بابا حلقه زد و این اشک
اشک شوق بود ، بخاطر بودنت بعد از چند سال در کنارمان ، بخاطر اینکه آمدی از
بهشت و عطر بهشت را با خود آوردی دخترم...
و چه زیبا تر که دعای من و پدرت هنگام سال تحویل برای سلامتی ات ، خوشبختی
ات ، موفقیتت و همیشه ماندن در کنارمان بود....و من برای تمام کودکانی چون تو دعا
کردم.
تو با چهره معصومانه ات لحظه سال تحویل در کنار من و بابا نشستی و در حالی که
ذکر قران بر لبانمان بود سال 1393 را شروع کردیم.
دخترکم:
سال قبل لحظه سال تحویل از خدایم تو را سالم و سلامت خواستم و برای تو که در
درونم بودی بهترینها را آرزو کردم و امسال تو سالم و سلامت در کنارم بودی ...
خدای خوبم:
چگونه شکر این هدیه ات را بجا آورم ؟ چگونه؟؟؟؟؟ که من را لایق مادر شدن دانستی...
خلاصه امسال کلبه کوچک ما بخاطر فرشته کوچولویی چون تو بوی بهشت میداد ...
و این گونه بود که نوروز 93 ، زیباترین نوروز زندگیمان شد.
اینم اولین عکس دلسا کوچولوم در سال 1393 کنار سفره هفت سین



نوروز 1393 ، زیباترین نوروز زندگیمان
